سندروم درد موضعی پیچیده (Complex regional pain syndrome)

تاریخ انتشار: 13 مرداد 1403
آخرین بروزرسانی: 6 بهمن 1404
سندروم درد موضعی پیچیده (CRPS) ابتدا توسط سیلاس ویر میچل در سال ۱۸۶۴ تحت عنوان کازالژی (Causalgia) در سربازان زخم‌خورده توصیف شد که از درد...

سندروم درد موضعی پیچیده (CRPS) ابتدا توسط سیلاس ویر میچل در سال ۱۸۶۴ تحت عنوان کازالژی (Causalgia) در سربازان زخم‌خورده توصیف شد که از درد سوزاننده رنج می‌بردند. در سال ۱۹۰۰، پاول سودک نقش التهاب را در این سندروم مطرح کرد. موفقیت بلاک اعصاب سمپاتیکی در کاهش درد، منجر به تغییر نام بیماری به دیستروفی رفلکس سمپاتیکی شد. سرانجام در سال ۱۹۹۳، این نام به CRPS تغییر یافت تا موارد بدون مؤلفه سمپاتیکی نیز دربرگرفته شوند.

دو معیار تشخیصی اولیه برای CRPS دارای حساسیت بالا اما اختصاصیت پایینی بودند، که منجر به تشخیص بیش از حد بیماری و عدم امکان آمارگیری دقیق می‌شد. در سال ۲۰۰۷، معیارهای پژوهشی جدیدی منتشر شد که عاری از تأثیر نظرات شخصی بودند. این معیارها امروزه به‌عنوان ابزاری قوی برای تشخیص دقیق‌تر CRPS در محیط‌های درمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

سندروم درد موضعی پیچیده (CRPS)

سندروم درد موضعی پیچیده


اختلالات فیزیولوژیک منجر به بیماری

دو نوع CRPS وجود دارد: تیپ 1 و تیپ 2. تفاوت آن‌ها در این است که در تیپ 2 شواهد آسیب عصب وجود دارد، اما در تیپ 1 آسیب عصبی قابل اثبات نیست. یافته مشترک هر دو تیپ، عدم تناسب بین شدت علائم و شدت آسیب اولیه است. علاوه بر این، علائمی مانند درد و سوزش می‌توانند در اندام مبتلا به خارج از محدوده عصب درگیر گسترش یابند. مشخصه اصلی CRPS درد سوزاننده شدید و سپس حساسیت بالا به درد یا ایجاد درد با محرک‌هایی است که در افراد سالم درد ایجاد نمی‌کنند. این علائم می‌توانند با درگیری سیستم عصبی خودکار یا تورم موضعی بافت مرتبط باشند؛ مانند تغییر رنگ پوست، تعریق، و کاهش یا افزایش دمای پوست در محل درگیر. همچنین ممکن است تغییرات تروفیک (مرتبط با تغذیه بافت) مانند نازک شدن پوست و تغییرات مو و ناخن وجود داشته باشد. اگرچه هنوز اختلالات فیزیولوژیک منجر به بیماری به‌طور کامل مشخص نشده‌اند، اما سه علت اصلی به‌عنوان هسته CRPS مطرح‌اند: تغییرات مسیرهای عصبی حسی محیطی (اعصاب حسی خارج از نخاع و مغز)، مسیرهای حسی مرکزی (نخاع و مغز)، و درگیری سیستم سمپاتیکی.


تغییرات غیرطبیعی سیستم عصبی حسی

آسیب به دست یا پا عامل مهمی برای شروع CRPS است. تحقیقات نشان داده در اندام آسیب‌دیده، انتهای اعصاب پوستی حتی در نبود آسیب عصبی آشکار دچار تغییر می‌شوند. در یک مطالعه با نمونه‌برداری بافتی از اندام مبتلا، مشخص شد برخی فیبرهای عصبی در بیماران CRPS کمتر از افراد سالم‌اند و این موضوع باعث کاهش حس اندام مبتلا می‌شود. تحلیل رفتن بافت مغز نیز در تغییرات حسی این بیماران مهم است؛ ناحیه حسی مرتبط با اندام مبتلا در مغز فعالیتی کمتر از افراد سالم دارد. این بیماران معمولاً در تعیین محل تحریک روی پوست دچار خطا می‌شوند که با افزایش حساسیت به درد ارتباط دارد. این تغییرات مغزی وابسته به درد هستند و پس از برطرف شدن درد می‌توانند برگشت‌پذیر باشند.


مسیرهای حسی (افزایش حساسیت سیستم عصبی مرکزی و محیطی)

افزایش حساسیت سیستم عصبی مرکزی زمانی رخ می‌دهد که سلول‌های عصبی به‌طور مداوم پیام‌های درد را به مغز و نخاع منتقل کنند. مواد شیمیاییِ انتقال‌دهنده پیام بین سلول‌های عصبی به‌دلیل جریان مداوم پیام درد تجمع می‌یابند و باعث افزایش حساسیت به درد یا ایجاد درد با محرک‌های غیردردناک می‌شوند. تجمع مزمن این مواد، آناتومی و عملکرد سیستم عصبی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و تغییر می‌دهد.

پس از آسیب اعصاب محیطی، مواد شیمیایی التهابی مختلفی در محل جمع می‌شوند که آستانه تحریک درد را کاهش داده و حساسیت اعصاب به محرک‌های درد را افزایش می‌دهند. در مجموع، افزایش حساسیت محیطی و مرکزی باعث تقویت درد و آلودینیا (درد با محرک غیردردناک) می‌شود. تاکنون شواهد آناتومیک، بیومولکولی و ایمنی-بافتی نشان داده‌اند علل مختلفی می‌توانند افزایش حساسیت سیستم عصبی محیطی و مرکزی و تغییرات آناتومیک سیستم عصبی را رقم بزنند.


التهاب عصبی

یکی از فرضیات جدید درباره ایجاد CRPS، التهاب با منشأ عصبی است. همان‌طور که گفته شد، هنگام آسیب عصبی مواد شیمیایی التهابی متعددی آزاد می‌شوند و این موضوع هم در بیماران و هم در مدل‌های حیوانی نشان داده شده است. این مرحله اولیه CRPS («فاز گرم») موجب علائم عروقی (مانند تورم بافت)، تغییرات تروفیک (مانند ریزش مو) و درد ناشی از میانجی‌های شیمیایی-عصبی می‌شود. در مطالعات دیده شده که مقدار زیادی فاکتورهای التهابی در تاول و پوست بیماران CRPS وجود دارد و این مقادیر با مزمن شدن بیماری کاهش می‌یابد. سلول‌های ایمنی (از جمله انواعی از گلبول‌های سفید) و میانجی‌های ایمنی به‌عنوان علت‌های اصلی التهاب عصبی در نظر گرفته می‌شوند. هرچند برای تأیید نهایی این مکانیسم به تحقیقات بیشتری نیاز است، اما به احتمال زیاد التهاب عصبی در ایجاد بیماری نقش دارد.


تغییرات عملکرد سیستم عصبی سمپاتیکی

درگیری بخش سمپاتیکی سیستم عصبی با انقباض عروق اندام مبتلا، به‌دلیل فعالیت بیش‌ازحد سمپاتیکی، مسئول سرد و آبی شدن و درد اندام در برخی بیماران است. در یکی از مطالعات حیوانی روی موش‌ها نشان داده شد که پیام‌های درد می‌توانند توسط اعصاب سمپاتیکی منتقل شوند. تغییرات سمپاتیکی علاوه بر تأثیر بر اعصاب درد، می‌توانند اعصاب دیگر را نیز درگیر کنند. این تغییرات، که به انتقال درد از مسیر سمپاتیکی مربوط‌اند، علاوه بر اعصاب سطحی، اعصاب عمقی را نیز درگیر می‌کنند؛ هرچند در فاز حاد CRPS درگیری اعصاب عمقی اهمیت بیشتری دارد. با این حال، در بخشی از بیماران با علائم شبیه CRPS، درد مستقل از سیستم سمپاتیکی است و در این افراد بلاک عصبی—چه با داروهایی مانند فنتولامین و چه با روش‌های مداخله‌ای—بی‌تأثیر یا کم‌تأثیر است.

سیستم عصبی سمپاتیکی


اپیدمیولوژی (چه کسانی بیشتر در خطرند؟)

  • زنان بیشتر از مردان دچار CRPS تیپ 1 می‌شوند (حدود 2 تا 4 برابر).
  • شروع بیماری بیشتر بعد از آسیب‌هایی مثل شکستگی، پیچ‌خوردگی یا ضربه اتفاق می‌افتد.
  • بعد از شکستگی مچ دست، حدود 3.8% افراد ممکن است دچار CRPS شوند.
  • اگر یک هفته بعد از آسیب، شدت دردتان 5 از 10 یا بیشتر باشد، احتمال خطر بالاتر است.
  • وضعیت معمولاً در این موارد بدتر است: آسیب دست (نسبت به پا)، آسیب‌های غیرشکستگی، و وقتی بیماری مزمن و «سرد» شده باشد.
  • عوامل مؤثر: سن بالاتر، نوع شغل، برخی داروها، سابقه میگرن یا آسم، و نوع آسیب.
  • سابقه خانوادگی می‌تواند خطر را بالا ببرد (خواهر/برادرِ بیمار قبل از 50 سالگی = حدود 3 برابر ریسک).
  • مشکلات روانی مثل افسردگی یا اضطراب به‌تنهایی باعث افزایش بروز بیماری نشده‌اند.

علائم بالینی (چه نشانه‌هایی دارد؟)

  • درد خیلی بیشتر از چیزی است که از یک آسیب ساده انتظار می‌رود.
  • برای تشخیص، معمولاً باید حداقل از 3 گروه نشانه‌ها، یکی وجود داشته باشد:
    1. حسی: درد شدیدتر از معمول، درد با لمس یا تماس لباس
    2. وازوموتور: تغییر دمای اندام یا تعریق غیرعادی
    3. تورم: ورم کردن ناحیه
    4. حرکتی/تروفیک: ضعف یا محدودیت حرکت، تغییر در پوست، مو یا ناخن
  • دو نوع دارد:
    • تیپ 1: بدون آسیب عصبی مشخص
    • تیپ 2: با آسیب عصبی مشخص
  • نشانه‌های مشترک: درد سوزشی (گاهی تیر می‌کشد)، حساسیت زیاد به لمس، تورم، تغییر دما و تعریق. کارهای روزمره مثل لباس پوشیدن هم می‌تواند دردناک باشد.
  • در تیپ 2، درد معمولاً در محدوده عصب آسیب‌دیده است و گاهی مثل شوک یا تیرکشیدن حس می‌شود.
  • آمار برخی نشانه‌ها: تغییر رنگ پوست (حدود 87%)، گرم/سرد شدن اندام (حدود 79%)، تعریق غیرعادی (حدود 53%)، تغییرات پوست/مو/ناخن (حدود 18 تا 24%)، ورم (حدود 80%)، کاهش حرکت (حدود 80%)، کاهش قدرت (حدود 75%).

اپیدمیولوژی

اپیدمیولوژی

با گذشت زمان علائم بیمار به مقدار قابل توجهی بر حسب پایدار ماندن یا پیشرفت بیماری تغییر می کنند. افرادی که در سیستم امتیاز دهی به علائم بیماری، امتیاز بالاتری کسب کرده اند (علائم شدید تر یا بیشتری دارند) بیشتر دچار خستگی، درد، کاهش فعالیت اجتماعی، کاهش توانایی انجام کار های فیزیکی و کاهش سلامت کلی می شوند. در نهایت سه چهار تمام بیماران مبتلا به CRPS حتی بدون درمان بهبود پیدا می کنند و علائم ناشی از اختلالات عروق کوچک قبل از درد بهبود پیدا می کنند.


تشخیص:

در حال حاضر روشی به عنوان “استاندارد طلایی” برای تشخیص CRPS وجود ندارد. معاینه کامل و شرح حال گیری دقیق برای تشخیص ضروری است. روش اصلی تشخیص این بیماری بررسی علائم و نشانه های بیمار که با معاینه و شرح حال به دست می آیند و تطابق دادن آن ها با کرایتریا (لیستی از علائم و نشانه ها به دقت تعریف شده) بوداپست (Budapest) است.

در معاینه فیزیکی ارزیابی حسی، حرکتی، تروفیک، تروم بافتی، و تغییرات سیستم عصبی خودکار بررسی می شوند. تغییرات حسی مانند ایجاد درد با محرک غیردردناک را می توان با لمس آرام یا با گرم/سرد کردن ناحیه بررسی کرد. اختلال سیستم عصبی خودکار با توجه به دما و رنگ اندام و مقایسه آن با اندام مقابل بررسی می شود. تغییرات تروفیک با اختلالات پوست، مو یا ناخن تظاهر پیدا می کنند. تغییرات حرکت اندام را می توان با بررسی قدرت اندام و دامنه حرکت اندام بررسی کرد. تورم بافتی را می توان با حرکت دادن جسمی صاف روی سطح اندام مبتلا و اندام سالم ارزیابی کرد که کشیدن جسم روی پوست بیمار در صورت وجود تورم بافتی آسان تر و نرم تر خواهد بود.

ابزار های اصلی برای تشخیص و پیگیری CRPS عبارت اند از تست حسی کمی، تست فعالیت سیستم عصبی خودکار، و تصویربرداری برای تغییرات تروفیک.


تست حسی کمی (Quantitative Sensory Testing):

هدف از این این تست که با انجام معایینات مختلف انجام می شود ارزیابی درک حسی و درک درد توسط بیمار است، اما از این تست به تنهایی نمی توان به عنوان تنها روش تشخیص استفاده کرد. تفاوت هایی در نتایج حاصل از این تست وجود دارد، به همین دقت این روش هنوز کورد بحث است. این تست شامل بررسی سیستم های حسی و حرکتی، درد ناشی از حرارت و درد احساس ارتعاش است. بیماران مبتلا به CRPS ممکن است در احساس درد ناشی از حرارت، درک حس فشار یا تعیین موقعیت تحریکات روی پوست دچار اختلال باشند. با اینکه با استفاده از این تست به تنهایی نمی توان تشخیص CRPS را قطعی کرد اما با کمک این تست می توان تعداد زیادی از دیگر علل درد بیمار را رد کرد.

ارزیابی درک حسی و درک درد توسط بیمار


تست فعالیت سیستم عصبی خودکار:

تنظیم دما سیستم خودکار اصلی مورد بررسی در بیماران مبتلا به CRPS است. برای بررسی سیستم تنظیم دما از تست تعریق و بررسی دما با کمک اشعه مادون قرمز استفاده می شود. در تست تعریق از ماده ای استفاده می شود که در پاسخ به تعریق بیمار تغییر رنگ می دهد. در بررسی دما با کمک اشعه مادون قرمز می توان با دستگاه های مخصوص این کار نقشه ای از دمای پوست بیمار تهیه کرد و دمای پوست بیمار را با دقت بالایی اندازه گیری کرد. تغییرات دمایی در بیماران مبتلا به CRPS نسبت به دیگر علل درد حساسیت (امکان تشخیص) بالا (76%) و اختصاصیت (امکان رد کردن دیگر بیمار ها) عالی (94%) دارند.

تست فعالیت سیستم عصبی خودکار


تغییرات تروفیک:

سینتی گرافی سه مرحله ای استخوان (TPBS) روش تصویربرداری با ارزشی برای تشخیص CRPS است. تغییرات مفصلی و استخوانی نقش بسیار مهمی در نتیجه نهایی بیماری دارند. سینتی گرافی سه مرحله ای استخوان تغییرات متابولیسم استخوان، مخصوصا افزایش متابولیسم، را نشان می دهد که این تغییرات اکثرا در سال اول بیماری اتفاق می افتند. سینتی گرافی سه مرحله ای استخوان برای پیگیری درمان نیز استفاده می شود و می توان با آن احتمال پاسخ دادن بیماری به درمان با کتامین را پیشبینی کرد. از MRI نیز برای تشخیص CRPS استفاده شده است اما با اینکه حساسیت بالایی (97%) برای تشخیص دارد اما اختصاصیت آن کم (17%) است.

تغییرات تروفیک:


درمان:

مدیریت CRPS به دلیل کامل شناخته نشدن مکانیزم های بیماری پیچیده است که این موضوع باعث محدودیت درمان های هدفمند این بیماری شده اند. اکثر درمان های خط اول CRPS ابتدا برای سایر علل درد ناشی از اختلالات عصبی بررسی شده اند و سپس برای درمان این بیماری استفاده شده اند و اثربخشی متغییری دارند. برای درمان این بیماری از روش های درمانی چندجانبه استفاده می شود. درمان های اصلی CRPS شامل فیزیوتراپی و کاردرمانی، درمان دارویی و روش های مداخله ای هستند.


فیزیوتراپی و کاردرمانی:

فیزیوتراپی و کاردرمانی برای بازگرداندن عملکرد اندام مورد بررسی های بسیاری قرار گرفته اند. تمرینات فیزیکی مختلفی مانند فعالیت در دامنه حرکتی اندام و تقویت اندام به صورت ایزومتریک (تحمل وزن بدون حرکت دادن اندام) برای ارتقا عملکرد اندام استفاده می شوند. در مطالعه ای در سال 2019 نشان داده شد که فیزیوتراپی در همراهی با درمان های روانی و دارو های مورفین و ممانتین در کاهش بعضی علائم CRPS موثر بوده اند. همچنین نشان داده شده است که تمرینات با هدف افزایش عملکرد اندام ممکن است نتیجه CRPS را بهبود ببخشند. با اینکه تحقیقات و مدل سازی برای بررسی بیشتر فیزیوتراپی و کاردرمانی همچنان ادامه دارد اما هنوز برنامه فیزیوتراپی بهینه ای برای درمان این بیماری مورد تایید قرار نگرفته است.

فیزیوتراپی و کاردرمانی


درمان های دارویی:

گاباپنتین و پره گابالین

نشان داده شده است که دارو هایی مانند گاباپنتین و پره گابالین بر روی دردهای ناشی از اختلالات عصبی موثر هستند. با اینکه CRPS جزو اختلالات درد ناشی از اختلال عصبی است و گاباپنتین بر روی این نوع اختلالات درد موثر است اما مطالعات کمی بر روی تاثیر گاباپنتین بر روی CRPS وجود دارد. در یک مطالعه نشان داد شد که گاباپنتین بر روی درد بیماران تاثیر بسیار اندکی دارد اما اختلال حسی بیماران به مقدار زیادی کاهش پیدا کرد. در یک مورد که بیمار دختری 15 ساله با ابتلا به CRPS در دست خود بود پره گابالین در مدیریت درد بیمار موثر بود، درحالی که این بیمار به گاباپنتین، دارو های ضد افسردگی و بلاک (مسدود کردن پیام رسانی عصبی با تزریق دارو) گانگلیون ستلایت (محل تجمع گروهی از اعصاب سمپاتیکی که به دست عصب دهی می کنند) پاسخ نداده بود. با اینکه مدرک واضحی از اثر بخشی گاباپنتین روی CRPS وجود ندارد اما این دارو ها خط اول درمان اختلالات درد ناشی از اختلالات عصبی هستند و به همین دلیل خط اول درمان CRPS محسوب می شوند.


کورتیکواستروئید ها

کورتیکواستروئید ها دسته اصلی دارو های ضد التهابی هستند. قسمت بزرگی از علت ایجاد بیماری در CRPS وجود فرآیند های التهابی حاد بعد از آسیب اولیه است و به همین دلیل از کورتیکواستروئید ها برای درمان این بیماری استفاده می شود. در یک مطالعه انجام شده نشان داده شده است در افرادی که در ناحیه شانه و دست دچار CRPS شده بودند و تحت درمان با یک دارو کورتیکواستروئید قرار گرفته اند، 83% از بیماران کاهش درد داشتند. همچنین مشخص شده است که ادامه دادن درمان با کورتیکواستروئید ها به مدت 3 ماه می تواند میزان بروز CRPS را کاهش دهد. مصرف کوتاه مدت کورتیکواستروئید ها می تواند گردن خون در عروق کوچک را به حالت عادی برگرداند.


ضد افسردگی ها

این دسته از دارو ها به صورت خاص برای درمان CRPS مورد مطالعه قرار نگرفته اند، اما برای دیگر سندروم های درد ناشی از اختلال اعصاب به خوبی بررسی شده اند و چون CRPS جزو این دسته از سندروم های درد است از دارو های ضدافسردگی برای مدیریت درد در این بیماری نیز استفاده می شود. دارو های ضد افسردگی سه حلقه ای (TCA) و دارو های ضدافسردگی مهار کننده بازجذب سرتونین (SSRI) در کنترل درد ناشی از اختلال اعصاب تاثیرگذاری خوبی دارند. یک مطاله اخیر نشان داده است که ترکیب دو داروی گاباپنیتن و نورتریپتیلین (یک داروی ضد افسردگی سه حلقه ای) برای کنترل درد ناشی از اختلال اعصاب (از جمله CRPS) موثرتر از استفاده از هرکدام از این دارو ها به تنهایی بوده است. در اطفال مبتلا به CRPS تفاوت معناداری از جهت کاهش شدت درد بین دو داروی گاباپنتین و آمی تریپتیلین (یک داروی ضد افسردگی سه حلقه ای) مشاهده نشده است.

ضد افسردگی


اوپیوئید ها

اطلاعات زیادی از اثربخشی اوپیوئید ها بر روی CRPS در دسترس نیست اما نشان داده شده است که در دیگر علل درد ناشی از اختلال عصبی این دارو ها در دوز بالا می توانند مفید باشند. در یک مطالعه انجام شده از نظر اثربخشی مورفین در کنترل درد در بیماران مبتلا به CRPS که به صورت یک دوره درمانی 8 روزه انجام شد، نشان داده شد که مورفین در کاهش درد این بیماران موثر نیست اما این مطالعه محدودیت های زیادی داشته است. در مطالعه ای دیگر در سال 2016 برای بررسی اثربخشی فنتانیل بر روی درد ناشی از اختلال عصبی (از جمله CRPS) نتایج به دست آمده نه برای استفاده از این دارو و نه برای عدم استفاده از این دارو ناکافی بودند. به دلیل عوارضی مانند حالت تهوع، یبوست، اختلال شناختی و ایجاد تحمل نسبت به دارو، اوپیوئید ها باید فقط تا زمانی استفاده شوند که بتوان از روشی دیگر برای مدیریت درد بیمار استفاده کرد.


کتامین

کتامین بر روی گیرنده های در سیستم عصبی اثر دارد که مسئول افزایش حساسیت سیستم عصبی هستند. کتامین کابرد های بسیاری از جمله ایجاد بی هوشی، درمان درد مزمن یا حاد، سردرد، تشنج و  افسردگی دارد. در یک مطالعه انجام شده برای بررسی اثربخشی کتامین تزریقی به مدت 4 روز در درمان CRPS نشان داده شد که درد این بیماران با کتامین کاهش پیدا کرد اما بعد از آن درد بیماران به صورت پیشرونده ای تا 12 هفته افزایش داشت. بیماران عوارض خفیفی مانند حالت تهوع و استفراغ داشتند. در مطالعه ای دیگر بیماران کاهش درد واضحی برای 6 ماه داشتند اما بعد از آن زمان درد 79.3% بیماران به مقدار اولیه بازگشت. نشان داده شده است که کتامین می تواند درد 69% بیماران را سریعا کنترل کند و 58% بیماران تا 1 تا 3 ماه بعد کاهش درد داشته اند.

کتامین


بیس فسفونات ها

جذب شدن استخوان (تحلیل رفتن استخوان) در محل التهاب در اندام مبتلا یکی از علل ایجاد درد در CRPS است. بیس فسفونات ها با مهار سلول های مسئول جذب استخوان نتایج رضایت بخشی در کنترل درد داشته اند. در یک مطالعه 8 هفته ای از داروی آلندرونات (یک داروی بیس فسفونات) در بیماران مبتلا به CRPS تیپ 1 استفاده شد که باعث بهبود درد، افزایش تحمل فشار و دامنه حرکت اندام بیماران شد. با این حال دیگر پژوهش ها کاهش درد را نشان نداده اند.

بیس فسفونات

در یک مطالعه دیگر نشان داده شد که بیس فسفونات ها برای درمان CRPS تیپ 1 می توانند در کوتاه مدت (30-40 روز) و در فاصله 2 تا 3 ماه درد بیماران را به مقدار زیادی کاهش دهند. اما تعداد بالایی از بیماران (35%) دچار عوارض جانبی شدند، با این حال این عوارض جدی نبودند. با توجه به اثربخشی این دسته داروی در CRPS تیپ 1 برداشت می شود که تحلیل رفتن استخوان به دلیل التهاب نقش مهمی در ایجاد درد در بیماران مبتلا به CRPS تیپ 1 دارد.


درمان های مداخله ای:

بلاک اعصاب سمپاتیکی

بلاک عصب به معنی جلوگیری از انتقال پیام توسط عصب گفته می شود که معمولا با تزریق دارو های بی حسی و/یا ضدالتهابی به اطراف عصب صورت می گیرد. گانگلیون ها گره هایی عصبی و محل تجمع اعصاب در خارج از مغز و نخاع هستند که در این گانگلیون ها پیام های عصبی مختلفی پردازش می شوند. دو بلاک عصبی پر کاربرد، بلاک گانگلیون ستلایت (در عمق گردن که اعصاب سمپاتیکی دست ها از آن عبور می کنند) و بلاک اعصاب سمپاتیکی کمری (در جلوی ستون مهره ها که اعصاب سمپاتیکی پا ها از آن عبور می کنند) هستند. روش های مختلفی برای انجام این بلاک ها بررسی شده اند، از جمله: بلاک با تزریق دارو های بی حسی، بلاک دائمی با مواد تخریب کننده عصب و بلاک دائمی با کمک رادیوفرکوئنسی (تخریب عصب با سوزنی که امواج رادیویی تولید می کند). در یک مطالعه از جهت مقایسه بلاک دائمی با مواد تخریب کننده عصب با بلاک دائمی با استفاده از رادیوفرکوئنسی، در هر دو گروه درد بیمارن کاهش یافت اما اختلاف واضحی بین بلاک دائمی با مواد تخریب کننده عصب با بلاک دائمی با استفاده از رادیوفرکوئنسی وجود نداشت. در بررسی 287 بلاک گانگلیون ستلایت نشان داده شد که درد بیماران به طور میانگین 3 نمره از 10 نمره کاهش پیدا کرده بود.


بلاک گانگلیون ستلایت

بلاک گانگلیون ستلایت


بلاک اعصاب سمپاتیک کمری

بلاک اعصاب سمپاتیک کمری

با اینکه بلاک عصبی با جلوگیری از انتقال پیام های سمپاتیکی درد بیماران را به مقدار زیادی کاهش می دهد اما بزرگترین محدودیت آن موقتی بودن بی دردی است و بیماران برای حفظ بی دردی نیاز به تکرار بلاک دارند. این روش درمانی به عنوان روشی که با آن درد بیمار را به حدی کاهش کند که بتوان از دیگر روش های مدیریت درد نیز استفاده کرد، کاربرد دارد.


نوروماجولیشین (Neuromodulation)

نورماجولیشن روشی درمانی است که در آن با تحریک عصب با یک الکترود عملکرد عصب تنظیم می شود و به حالت نرمال بر میگردد. در این روش الکترود هایی در کنار نخاع قرار داده می شوند که توسط یک تولید کننده جریان الکتریکی که قابل ایمپلنت کردن در بدن بیمار است تغذیه می شوند و می توانند به تنظیم کارکرد سیستم عصبی کمک کنند. این روش برای درمان درد های مزمن بسیاری از جمله CRPS کاربرد دارد. در یک مطالعه دو گروه از بیماران مبتلا به CRPS بررسی شدند که در یک گروه فقط از فیزیوتراپی و در گروه دیگر از فیزیوتراپی به همراه نوروماجولیشن استفاده شد. نتیجه این مطالعه نشان دهنده این بود که درد بیماران در گروه دوم نسبت به گروه اول به مقدار بسیار زیادی کاهش پیدا کرده بود.

در یک بررسی سیستمیک از 19 پژوهش مختلف نشان داده شد که نوروماجولیشن باعث کاهش مقدار درد حس شده، کاهش نمره درد و افزایش کیفیت زندگی بیماران می شود اما بر روی خواب یا عملکرد بیمار تاثیر چندانی ندارد. در مطالعه ای دیگر 6 ماه بعد از کارگذاشتن ایمپلنت درد بیماران به طور میانیگن 58% کاهش پیدا کرد. در یکی دیگر از بررسی ها که بر روی 158 بیمار انجام شده بود 3 ماه بعد از قرار دادن ایمپلنت بیش از 81% بیماران بیشتر از 50% کاهش درد داشتند و هیچ کدام از این بیماران دچار عارضه ای ناشی از قرار دادن ایمپلنت نشدند.

نوروماجولیشین


تزریق اینتراتکال (Intrathecal)

به فضای بین نخاع و لایه‌های پوشاننده آن فضای اینتراتکال (Intrathecal Space) گفته می‌شود. تزریق دارو در این فضا باعث می‌شود با مقدار بسیار کمی دارو، اثر درمانی قابل‌توجهی به‌دست آید.

داروهای مورد استفاده در درمان CRPS با تزریق اینتراتکال:

  1. باکلوفن (Baclofen):

    یک شل‌کننده عضلانی است که برای برطرف‌کردن اسپاسم (گرفتگی عضله) به کار می‌رود.

    در بیماران مبتلا به CRPS که دچار سفتی و گرفتگی عضلات هستند، تزریق باکلوفن می‌تواند گرفتگی عضلات و درد را کاهش دهد و کیفیت زندگی بیمار را بهبود بخشد.

  2. زیکونوتاید (Ziconotide):

    دارویی بسیار قوی است که از سم نوعی حلزون دریایی ساخته می‌شود و با مسدود کردن مسیرهای انتقال پیام درد عمل می‌کند.

    تزریق زیکونوتاید می‌تواند تورم بافتی، تغییرات تروفیک و درد بیماران را به‌طور چشمگیری کنترل کند، اما تقریباً در صد درصد موارد با عوارض جانبی همراه است.

در کنار این داروها، مواد دارویی دیگری نیز برای تزریق اینتراتکال در CRPS مورد استفاده قرار گرفته‌اند، اما اثربخشی و ایمنی آن‌ها هنوز به‌طور کامل بررسی نشده است.

تزریق اینتراتکال (Intrathecal)

کلینیک درد تسکین
پروفسور دکتر سیروس مومن‌زاده، متخصص برجسته درد و بنیان‌گذار کلینیک تخصصی درد تسکین، از پیشگامان درمان‌های نوین و کم‌تهاجمی درد در ایران هستند. ایشان با سال‌ها تجربه علمی و بالینی، به عنوان یکی از چهره‌های شاخص در حوزه مدیریت درد شناخته می‌شوند.

دیدگاه خود را بنویسید